مقایسه شناخت درمانی مبتنی بر خودگویی بر اساس الگوی ایرانی- اسلامی با شناخت درمانی رایج مبتنی بر خودگویی بر کاهش تعارضات زناشویی

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

10.22059/japr.2016.57759

چکیده

هدف اصلی پژوهش حاضر مقایسه شناخت درمانی مبتنی بر خودگویی بر اساس الگوی ایرانی- اسلامی با شناخت درمانی رایج مبتنی بر خودگویی بر کاهش تعارضات زناشویی زنان متأهل بود. پژوهش حاضر یک مطالعه نیمه­ آزمایشی از نوع پیش ­آزمون- پس ­آزمون با گروه کنترل بود. 42 نفر از زنان مراجعه ­کننده به یکی از مراکز مشاوره شهرستان میبد به صورت نمونه ­گیری در دسترس انتخاب و به طور تصادفی در سه گروه آزمایش اول، دوم و گروه کنترل جایگزین شدند (در ادامه، 2 نفر در هر دو گروه آزمایش از پژوهش انصراف دادند). گروه آزمایش اول شناخت درمانی مبتنی بر خودگویی بر اساس الگوی ایرانی- اسلامی و گروه آزمایش دوم شناخت درمانی رایج مبتنی بر خودگویی (هر کدام به مدت هفت جلسه دو ساعته) دریافت کردند و گروه کنترل هیچ برنامه مداخله ­ای دریافت نکرد. قبل و بعد از اجرای برنامه درمانی، شرکت­ کنندگان هر سه گروه، پرسشنامه تعارضات زناشویی را تکمیل کردند. داده ­های جمع ­آوری شده با استفاده از تحلیل واریانس یک ­راهه تحلیل شدند. نتایج نشان داد که هم مداخله مبتنی بر الگوی ایرانی- اسلامی و هم مداخله شناخت درمانی رایج مبتنی بر خودگویی، در کاهش تعارضات زناشویی آزمودنی ­ها تأثیر معنی ­داری داشتند، اما مداخله مبتنی بر الگوی ایرانی- اسلامی در کاهش تعارضات زناشویی مؤثرتر از مداخله رایج بود (01/0>p). بنابراین، می ­توان گفت در مداخلات شناخت درمانی مبتنی بر تغییر خودگویی بهتر است آموزه ­هایی جایگزین مدل­ های رایج شود که انعکاسی از الگوهای ایرانی و اسلامی باشد.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

The Comparison of Self-Talking-Based Cognitive Therapy Considering the Iranian-Islamic Models with Common Self-Talking-Based Cognitive Therapy on Marital Conflicts of Women

چکیده [English]

The main purpose of present study was to comparison of self-talking-based cognitive therapy considering the Iranian-Islamic models with common self-talking-based cognitive therapy on marital conflicts of married women. This study was a semi-experimental research with post and pretest with control group. 42 women who referred to a counseling center in Meybod city were selected by available sampling and then randomly assigned in 2 experiment and 1 control groups (2 participant cannot finished the study). The first experimental group received self-talking-based cognitive therapy considering the Iranian-Islamic models, and second experimental group received common self-talking-based cognitive therapy (both of them have 7 sessions). The control group didn't receive any intervention. Before and after the experiment, all groups answer to marital conflict questionnaire. Finally, data analyzed by one-way ANOVA. The results show that both of interventions in experimental groups significantly decrease marital conflicts of participants, but intervention based on Iranian-Islamic models than intervention based on self-talking-based cognitive therapy have greater effect on improving of the marital conflicts (p< .01). Therefore, we can conclude that in self-talking-based cognitive therapy, common models should be replaced by teachings witch roots in Islamic and Iranian Models.

کلیدواژه‌ها [English]

  • cognitive therapy
  • Self-talk
  • Iranian-Islamic Models
  • Marital Conflicts