تأثیر مرگ آگاهی بر میزان بهوشیاری موقعیتی و خودشناسی انسجامی موقعیتی در بیماران مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

10.22059/japr.2016.68996

چکیده

رویارویی با واقعیت مرگ خویش و تحمل اضطراب آن بنیادی­ترین تعارض بشر است که اگر اتفاق بیفتد، می­تواند آگاهی فرد را از خویش به­عنوان یک کل منسجم در زمان افزایش دهد. پژوهش حاضر بر آن بود که تأثیر «مرگ­آگاهی» را بر «خودشناسی انسجامی» و «بهوشیاری» در یک «موقعیت» خاص، به نحوی تجربی بیازماید. در منظر وجودگرایان، مرگ­آگاهی، به مثابه یک اضطرار وجودی، راهی ناگزیر به سوی زیست اصیل است. بررسی تجربی این مفروضه در یک نمونۀ مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس (MS) و یک نمونۀ غیرمبتلا هدف این پژوهش بوده است. بیماری، یک موقعیت مرزی تلقی شده است که به طور طبیعی فرد را برای مداخلۀ وجودی مستعد می­سازد. در این مطالعۀ شبه­آزمایشی، 32 بیمار زن مبتلا به MS و 34 زن غیربیمار، به صورت نمونه­گیری در دسترس انتخاب، و به چهار گروه تقسیم شد: گروه آزمایشی بیمار، گروه کنترل بیمار، گروه آزمایشی غیربیمار، گروه کنترل غیربیمار. آنگاه در گروه­های آزمایشی، مداخله­ای که گمان می­رفت آزمودنی­ها را مرگ­آگاه ­کند، انجام شد و در گروه­های کنترل مداخله­ای دیگر که با مرگ بی­ارتباط بود. مداخله در هر دو گروه شامل نمایش فیلمی کوتاه، نوشتن و حرف زدن دربارۀ آن می­شد. پیش و پس از مداخله، خودشناسی انسجامی موقعیتی با مقیاس خودشناسی انسجامی موقعیتی (قربانی) و بهوشیاری موقعیتی با مقیاس بهوشیاری موقعیتی (براون و رایان) اندازه­گیری شدند. نتایج تحلیل کوواریانس چند متغیره (مانکووا) بین هیچ­یک از گروه­ها تفاوت معناداری نشان نداد. این نتایج، نظریه مدیریت وحشت را به چالش می­کشد. فرضیه­های تبیینی و پیامد­های نظری آن بحث و بررسی شده است.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

The effect of death-awareness on state mindfulness and state integrative self-knowledge among individuals with multiple sclerosis

چکیده [English]

The aim of this study was to empirically investigate the effect of death-awareness on state mindfulness and state integrative self-knowledge. For existentialists, confrontation with the fact of one’s personal death and tolerance of its inevitable anxiety is the most fundamental conflict of human beings. If such confrontation occurs, it leads to enhancement of one’s self-awareness. Empirical testing of this existential assumption in a sample of multiple sclerosis patients as well as a sample of non-patients was the target of the study. Being plagued by such a disabling chronic disease was considered to be a boundary situation in which people are prone to existential suffering and probably better candidates for existential interventions. In this pseudo-experimental study, 32 female patients with MS and 34 female non-patients were chosen by accessibility method of sampling and were assigned to four groups: patient experimental group, patient control group, non-patient experimental group, and non-patient control group. Then in the experimental groups, an intervention supposed to induce death-awareness in participants was held in contrast to control groups whose intervention was not related to death. State mindfulness and state integrative self-knowledge were measured before and after intervention by State Mindfulness Scale (Brown & Ryan) and State Integrative Self-knowledge Scale (Ghorbani) respectively. The results of multivariate analysis of co-variance (MANCOVA) showed no significant difference between the groups. These findings may challenge terror management theory (TMT). Explanatory hypotheses and their theoretical implications are discussed.

کلیدواژه‌ها [English]

  • death-awareness
  • terror management theory (TMT)
  • Mindfulness
  • Integrative Self-Knowledge
  • multiple sclerosis (MS)